همه‌ی نوشته‌های admin

جدال پروبلماتیک‌ها: فقاهت یا ایرانیّت؟ – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

خبرگزاری مهر، گروه دین واندیشه_ محمدرضا مرادی طادی*: اگر از منظر تاریخ فکر سیاسی معاصر به تحولات سدۀ اخیر – از پیشامشروطه تا اکنون و اینجا – نگاهی بیندازیم (سده‌ای که الزاماً و ضرورتاً نه صد سال است و نه باید باشد)، شاید بتوان گفت که این حوادث را می توان (از چنین منظری: تاریخِ فکرِ سیاسی) در چند پرده قرار داد: قانون خواهی عصر مشروطه؛ دولت خواهی عصر پهلوی؛ اسلام خواهی انقلاب و بعد از آن؛ و اکنون: جدال فقه سیاسی با اندیشۀ ایرانشهری.

تمامی این صورت بندی‌های فکرِ سیاسی – که البته گه ‌گاه حامل رگه‌هایی از فلسفۀ سیاسی نیز بودند – کم و بیش خواهان برخورد با اصلی ترین پرسش این حوزۀ معرفتی بودند و می کوشیدند تا برای آن پاسخ/پاسخ‌هایی فراهم کنند: یعنی چگونه می توان در شهر (پولیس) زیست و سعادت (ادمونیا) مند بود؟ لذا با تسامح می توان گفت که پروبلماتیک اصلی فکرِ سیاسی از پیشامشروطه تا اکنونیّتِ ما، چگونگی حصول به «زیستِ سعادتمندانه در شهر» بوده است و تمامی دیگر مفاهیم همدسته از جمله عدالت، دموکراسی، آزادی بیان، پیشرفت (ترقی) و مانند اینها، همگی از توالی منطقی آن بوده‌اند.

اکنون، در ادامۀ این سیر تاریخی صد و چند ساله، با دو دستگاه فکری کمابیش منسجم روبرو هستیم که در عرصۀ نظری، و هم چنین در بُعد عملی، با یکدیگر، به انحاء مختلف، زورآزمایی می کنند؛ که همان گونه که اکثر آگاهان به این مباحث اطلاع دارند، جدال فقه سیاسی (به مجاهدت داود فیرحی) و اندیشۀ ایرانشهری (به کوشش جواد طباطبایی) است. گفتار پیش‌رو می کوشد تا به شیوه‌ای مقایسه‌ای نگاهی کوتاه به سازۀ فکری آنها داشته باشد.

از منظر تبار اندیشه به نظر می رسد که این دو دستگاه چندان تازه و نو نباشند. فقه سیاسی که مشخصاً از فقه مشروطه آب می خورد و فیرحی خود نیز حداقل در آثاری مثل جلد یکم «فقه و سیاست در ایران معاصر» بر این وامداریَش به فقه مشروطه – حداقل به عنوان آغازگاه بحثش – تصریح کرده است. اندیشۀ ایرانشهری نیز اسلاف قابل توجهی در جدالهای فکری معاصر داشته است و می توان در همین راستا یکی- دو جین از متفکران تند و تیز ایران‌خواه عصر پهلوی اول را نام برد. پس ظاهراً هیچ یک از این دو در خلاء شکل نگرفته‌اند و آبشخورهای فکری متأخری دارند.

فیرحی سازۀ فقهی را از لایۀ اسلامیّتِ تمدن ما گرفته است و آن را بر مبنای مفاهیمی مأخوذ از تجدد «به صدا در آورده» است و در مقابل، طباطبایی نیز ایرانیّت ما را بیش و کم از منظری غربی/متجددانه بازخوانی کرده است و کوشیده تا تفسیری نوآیین از آن ارائه کند

امّا از منظر مبانی معرفتی به نظر می رسد که یک منبع مشترک و دو منبع متفاوت دارند. منبع مشترک هر دو تجدد یا مدرنیته است و منبع متفاوت ایران و اسلام. یعنی از سه لایۀ عظیم معرفتی/هویتی که کلیّتِ حیات فکری ما و اضلاع تمدنی‌مان را تشکیل می دهد (ایران، اسلام، مدرنیته) – لایه‌هایی که در بیشتر تنشهای اندیشی/اجتماعی ما حاضر است؛ فیرحی سازۀ فقهی را از لایۀ اسلامیّتِ تمدن ما گرفته است و آن را بر مبنای مفاهیمی مأخوذ از تجدد «به صدا در آورده» است و در مقابل، طباطبایی نیز ایرانیّت ما را بیش و کم از منظری غربی/متجددانه بازخوانی کرده است و کوشیده تا تفسیری نوآیین از آن ارائه کند.

اگر بپذیریم که زمان و مکان پیش شرطهای هرگونه آگاهی، از جمله معرفت سیاسی‌اند، از همین رو، می توانیم بگوییم که جای/گاه هم فیرحی و هم طباطبایی ایران+تجدّد است. با این توضیح که چون ایران (به رغم تصور رایج ایرانشهریان) نمی تواند یک کلیّت یکپارچۀ متصلّب بسیطی باشد که بر مبنای قاعدۀ همه یا هیچ یا باید تمام آن را پذیرفت یا تمام آن را به کناری نهاد، فیرحی مولفۀ فقه و شریعت آن (تمدن ایرانی) را گرفته است و تغلیظ کرده است و طباطبایی عنصر ایرانیّت آن را؛ پس از نظر «گاه‌شناسی» هر دو در زمان و زمانۀ تجدد ایستاده‌اند و از دید «جای‌شناسی» هر دو در ایران‌اند (و چه مضحکه است که بگوییم فیرحی التفاتی به مسئلۀ ایران ندارد، گویی که برای مثال، فقه مشروطه دربارۀ تحولات ژئوفیزیک مریخ صحبت کرده است!)؛ البته با این تفاوت که فیرحی می خواهد از منابع فکری موجود در لایۀ اسلامیّت تمدن ایرانی برای یک «تجدد سیاسی فقهی» بهره ببرد و طباطبایی به دنبال آن است تا از لایۀ ایرانیّت تمدن ایرانی به یک «تجدد سیاسی ایرانی» برسد.

پس غایت القصوای هر دو هم متجددانه است و هم سیاسی و بی تردید «مسئلۀ ایران» در آغازگاه‌ها، در منابع و در دغدغه‌ها، در هر دو دستگاه فکری حاضر است، امّا با این حال، این دو، در دو ساحت متفاوت و مختلف قرار دارند؛ دستگاه فکری فیرحی معطوف ادارۀ دموکراتیک جامعه با امکانات فقه است (وجه تأسیسی و کم و بیش آینده‌گرا) و نظام اندیشی طباطبایی خواهان حفظ و تحکیم موجودیّتی به نام ایران (وجه تحکیمی و بیشتر گذشته‌گرا). یکی دربارۀ ادارۀ جامعه سخن می گوید و دیگری درباب بقای آن.

فیرحی می خواهد از منابع فکری موجود در لایۀ اسلامیّت تمدن ایرانی برای یک «تجدد سیاسی فقهی» بهره ببرد و طباطبایی به دنبال آن است تا از لایۀ ایرانیّت تمدن ایرانی به یک «تجدد سیاسی ایرانی» برسد

با توجه به آثار و مباحثی که فیرحی نوشته و طرح کرده است، تقریباً دستگاه فکری فقه سیاسی او را می توان با وضوح قابل توجهی ترسیم کرد. فیرحی می خواهد با توسل به تاکتیک «برجسته سازی امکانات دموکراتیک متون دینی»، دین را ابتدا از وجوهات اقتدارگرایانۀ آن تهی سازد و از منظری کاملاً مدرن تفسیری دموکراتیک از آن ارائه کند و نشان دهد که خوانشِ اقتداری از نص – که در سده‌های میانه شکل گرفت – تنها یک قرائت ممکن بود که وامدار نظام قدرت در همان دوره است و نه از ذاتیّات دین.

فیرحی بعد از گرفتن حکم برائت از اقتدارطلبی برای متون دینی به سراغ ابزارهای فقهی موجود در شرعیات ما می رود و می کوشد تا از امکانات آن برای «تأسیس تجدد سیاسی» بهره ببرد. برای نمونه، تلاش سزاوار ستایش ایشان در کتاب «فقه و حکمرانی حزبی»  – بی توجه به این که موفق بوده یا ناکام – جدّ و جهدی بود برای کنار هم نهادن سازوکار تحزب و نظریۀ بازی (مأخوذ از غرب و تجدد) با مباحثی از فقه موسوم به «سَبق و رمایه» و خطر کردن بر این ادعا که «آن چه که خود داریم را چرا ز بیگانه تمنا کنیم؟» (این کنایه را از آن جهت آوردم که گونه‌ای خطرِ رادیکالِ بازگشت به خویشتنِ شرعی نیز در اندیشۀ فیرحی نهفته هست؛ به تعبیر خسروپناه – در نقد فیرحی –  : «غلیظ ترین نوع اسلامی‌سازی فقهی‌سازی[مفاهیم] است»؛ پس اندیشۀ فیرحی هم نمی تواند عاری از صبغۀ ایدئولوژیک باشد – بنگرید به نتیجه گیری مقاله).

دستگاه فکری فیرحی معطوف ادارۀ دموکراتیک جامعه با امکانات فقه است (وجه تأسیسی و کم و بیش آینده‌گرا) و نظام اندیشی طباطبایی خواهان حفظ و تحکیم موجودیّتی به نام ایران (وجه تحکیمی و بیشتر گذشته‌گرا). یکی دربارۀ ادارۀ جامعه سخن می گوید و دیگری درباب بقای آن

در همین راستا فیرحی می کوشد مباحث جدّی و پایه در این حوزه، از جمله انسان‌شناسی دموکراتیک/اقتدارگرا، مجاری تولید حق، قانون، عدالت و دیگر مفاهیم و موضوعات هم‌خانواده را مطرح کند و در همین چارچوب اولاً نشان دهد که نظام فکری شرعی ما هم بر خوانش دموکراتیک و هم بر قرائت اقتدارگرایانه از این مفاهیم و موضوعات گشوده است، فلذا ضرورتی ندارد که برای حصول به آنها از گسترۀ دین خارج شد و ناگزیر در ساحتی «سکولار» آنها را دنبال کرد و در ثانی، برای ادارۀ جامعه نیز می توان از همین امکانات درونی فقه بهره برد. پس عجالتاً می توان گفت که دستگاه فقه سیاسی فیرحی به دنبال پاسخ و راهکاری برای دو بحران بنیادین دولت در جهان مدرن است: بحران مشروعیت و بحران کارآمدی.

در اینجا – برای همدلی با دستگاه فکری فقه سیاسی فیرحی – می توان (با تسامح بسیار) به چیزی به نام «دموکراسی به مثابه روش» متوسل شد. اگر بپذیریم که دموکراسی می تواند صرفاً شیوه‌ای صوری و فرمال از ادارۀ جامعه باشد و نسبت به محتوای خودش الزاماً سوگیری و تعیّنی از پیش داده نداشته باشد، پس نمی توانیم نظام فکری فیرحی را با ملاحظاتی که برآمده از دغدغه‌های سکولار و یا ایران‌گرایانه است، طرد و ترک کنیم. چرا که این دستگاه فکری اگر در «دموکراسی روشی» به قدرت برسد و به لوازم آن هم پایبند باشد، در ادعا بر سر حق ادارۀ جامعه، تفاوتی با دیگر نظام‌های فکری رقیب – برای نمونه مکاتب سکولار – ندارد.

امّا همان گونه که گفتیم بحث فیرحی فراتر از دموکراسی به مثابه روش است و بلکه او اساساً مدعی است که اولاً قرائت دموکراتیک از نص هم ممکن است و هم از جهاتی واجب (شاید برای دفع [فاسدی؟] به نام سکولاریسم) و هم این که توان ادارۀ کارآمدِ جامعه بر مبنای امکانات درونی این متون وجود فراهم است و بنابراین نمی توان دین را با اتهامِ ناکارآمدی از حلقۀ مدعیان «ولایت بر مدینه» به کناری نهاد. پس مجموعاً فقه سیاسی فیرحی خواهان پاسخ/راهکارهایی برای بحران مشروعیت و بحران کارآمدی دولت مدرن است.

فیرحی می خواهد با توسل به تاکتیک «برجسته سازی امکانات دموکراتیک متون دینی»، دین را ابتدا از وجوهات اقتدارگرایانۀ آن تهی سازد و از منظری کاملاً مدرن تفسیری دموکراتیک از آن ارائه کند و نشان دهد که خوانشِ اقتداری از نص – که در سده‌های میانه شکل گرفت – تنها یک قرائت ممکن بود که وامدار نظام قدرت در همان دوره است و نه از ذاتیّات دینامّا دستگاه فکری نظریۀ ایران طباطبایی، یا آن چه که در چند سال اخیر عموماً به نام اندیشۀ ایرانشهری شهرت یافته است، برای پرسش‌ها و پاسخ‌هایی که دستگاه فکری فقه سیاسی فیرحی طرح کرده است، چه چارچوبهای نظری بدیلی ارائه کرده است؟ نگارنده که در اثری تقریباً مبسوط – با دلایل و شواهدی کم و بیش مقبول –  نشان داده است که ادعای فیرحی مبنی بر غیبت جریان سیاستنامه نویسی در تاریخ اندیشۀ سیاسی سده‌های میانۀ ایران هیچ مبنایی ندارد (لذا راقم این سطور احتمالاً از تهمتِ مخالفت با اندیشۀ ایرانشهری مُبراست)، بعد از صَرف وقت بسیار برای یافتن جوابی حداقلی به پرسش پیش گفته، متأسفانه و شوربختانه به این پاسخ کوتاه و حیرت انگیز رسید: مطلقاً هیچ!

شاید بتوان حیاتِ فکری طباطبایی را – تا اکنون –  به سه دوره بخش کرد: زوال اندیشۀ سیاسی؛ قدیم و جدید؛ اندیشۀ ایرانشهری. طباطبایی در دو دورۀ اول فکری خودش آثار تحقیقی بسیار ذی قیمتی را آفریده است و با طرح پرسش از ایران، مجاهدت فکری عظیمی را در انداخته است که دست کم بزرگترین دستاورد آن خروج دانشگاه از رخوت بی توجهی به اندیشۀ سیاسی و از آن مهمتر غفلت از «تأمل در مسئلۀ ایران» بوده است، امّا بخش سوم دورۀ فکری ایشان، عموماً و غالباً ژورنالیستی است که شامل سخنرانی‌های عامه فهم و مقالات و یادداشتهای جدلی گسترده – با موضوع ثابت حمله به این و آن – بوده است. اندیشۀ ایرانشهری، مشخصاً در همین دورۀ سوم، با این مختصاتی که اکنون مدّنظر است، طرح شده و از بدنۀ اجتماعی یارگیری و بارگیری[ایدئولوژیک] کرده است.

تقریباً – و البته تا جایی که من می دانم – تاکنون هیچ صورتبندی دقیقی از چیستی و چگونگی اندیشۀ ایرانشهری ارائه نشده است، امّا با این حال، حدوداً، مشخص است که اندیشۀ ایرانشهریِ طباطباییِ متأخر با  مفهوم «انحطاط» که شاه کلید آثار اولیۀ ایشان بوده ارتباط تنگاتنگی دارد. مفهوم انحطاط بر آن بود که تمدن ایرانی-اسلامی از یک دوره‌ای به بعد دچار انحطاط شد و نه به این انحطاط آگاهی داشت و نه برای خروج از آن امکانات نظری. انحطاط در اینجا تقریباً در عرصۀ سوبژکتیو تمدن بود، ولی به نظر می رسد که طباطبایی از یک نقطه‌ای به بعد به این جمع بندی رسیده که اکنون تمامیّت و هستیِ تمدنی به نام ایران در خطر است و اگر فکری عاجل، و فوری و فوتی برای خطری که هستی تمدنی ما را نشانه گرفته نکنیم دیگر ایرانی نخواهد بود که فیلسوف روز مبادایَش بخواهد در مبانی انحطاط و راه‌های برون رفت از آن تأمل کند. در اینجا – به نظر می رسد؛ شاید؛ احتمالاً – دستگاه فکری طباطبایی از تأمل در معرفت شناسی به توجه به هستی شناسی گذر کرده است و با تغلیظ وجوهاتی از نظریۀ ایران خودش به اندیشۀ ایرانشهری رسیده است.

دستگاه فقه سیاسی فیرحی به دنبال پاسخ و راهکاری برای دو بحران بنیادین دولت در جهان مدرن است: بحران مشروعیت و بحران کارآمدی

این قالب از اندیشۀ ایرانشهری غالباً معطوف هستی و کیستی ماست. دفاع شورمندانه از موجودیتی به نام ایران – که اگرچه حدود و ثغور آن مشخص نیست، ولی فرض اولی این است که منظور سرزمینها و اقوام داخلِ مرزهای سیاسی فعلی‌اند – ترکیب بند این قالب است. در بیشتر مباحث مطروحه – چه قلمی و چه گفتاری – بسامد کلمۀ ایران و مفاهیم همبسته به شدت بالاست و عموماً بر این مفهوم انتزاعی و شبه ملکوتی (بی آن که ابعاد دلالت دقیق آن مشخص باشد) تأکید بسیار می شود. این که ایران در خطر است و بر ما فرض عین است که از موجودیّت و هویّت آن دفاع کنیم.

اندیشۀ ایرانشهری در بی توجهی مطلق به پرسش‌ها و پاسخ‌هایی که دستگاه فکری فقه سیاسی فیرحی طرح کرده است، درباب این که نظام سیاسی مطلوبش چیست و در عصر ایرانِ مدرن پسامشروطه – که البته از منظر تاریخ فکر سیاسی و پروبلماتیکهایش کماکان در زمانِ اندیشی پیشامشروطگی سیر می کند – چگونه می توان به چنین نظامی دست یافت، تاکنون هیچ توضیحی نداده است. با این وصف اولاً نمی توان مقایسه‌ای محتوایی میان این دو دستگاه فکری انجام داد و در ثانی، درباب تخاصم و عداوت ایرانشهریان با فیرحی، جز این نمی توان گفت که اولاً کیست که از نیشِ کینِ اینان در امان مانده باشد؟ و دوماً، به نظر می رسد، که ماهیّت این عداوت را نه در جدال مفاهیم بلکه در ستیزش‌های اجتماعی و بدنه‌های حامی آنها بایستی پیگیری کرد.

شاید بتوان حیاتِ فکری طباطبایی را – تا اکنون –  به سه دوره بخش کرد: زوال اندیشۀ سیاسی؛ قدیم و جدید؛ اندیشۀ ایرانشهری

از نکتۀ دوم به بحثی مهم و تقریباً پایانی رهنمون می شویم: جایگاه دستگاه اندیشه فیرحی و طباطبایی در کجای تاریخِ فکرِ سیاسی معاصر قرار دارد و خواهد داشت؟ اگر بپذیریم که هر نظام فکری در واکنش به تحولات اجتماعی و تاریخی عصر خودش شکل گرفته و تقریباً به دنبال پاسخی برای آنها بوده است، شاید بتوان گفت که فیرحی تحولات تاریخی را «پروبلماتیزه» کرده است، ولی طباطبایی متأخر – احتمالاً ناخودآگاه و از سر عِرق ملی تحسین برانگیزی که دارد –  آنها را «ایدئولوژیزه» کرده است. در نسبت ایدئولوژیک بودگی یا پروبلماتیک بودگی، دستگاه نظری فیرحی اگرچه از خطر بازگشت‌گرایی و رگه‌های خفیفِ شکلی از گذشته‌گرایی تهی نیست، ولی غالباً معطوف «تأسیس در آینده» است، امّا وجه غالب اندیشۀ ایرانشهری گونه‌ای گذشته‌گرایی خام است که دائماً از «ما داشته‌ایم»ها سخن می گوید. این صبغۀ نوستالژیک بی تردید زایندۀ یک ایدئولوژی راست‌گرای رادیکال خواهد شد که اگر بدنۀ اجتماعی بر آن سوار شود چیزی جز خشونت‌های فراگیر از آن زاده نخواهد شد. شاید احتمال چنین خطری بوده که کسی چون اباذری – حال بگذریم از استدلالهای غالباً سست و بیان عموماً آشفته‌اش – را بر آن داشته تا ته رنگی از فاشیسم را در سیمای اندیشۀ ایرانشهری – در سویه‌ها و سایه‌های آن –  شهوداً ببیند.

اندیشۀ ایرانشهری در بی توجهی مطلق به پرسش‌ها و پاسخ‌هایی که دستگاه فکری فقه سیاسی فیرحی طرح کرده است، هیچ توضیحی نداده است

امّا درباب آیندۀ این دو دستگاه فکری باید میان اقبال اجتماعی و بقای‌شان در تاریخ اندیشه قائل به تفکیک شد. در عرصۀ بدنۀ اجتماعی – همان گونه که فیرحی خود گفته که جامعه هم در نام و هم در تمنیّاتش زنانه است و به دنبال تکیه گاه – به سختی می توان امیدوار بود که نظام فکری فیرحی با اقبال مواجه شود و احتمالاً در ستیز گفتمانی مورد عداوت و خصومت واقع می شود (که عجالتاً از سوی حواریونِ اندیشۀ ایرانشهری شده است) و آن را به عنوان دفاعی تئوریک از وضع فعلی نفی خواهند کرد. پس می توان انتظار داشت که صورتی کاملاً ایدئولوژیک شده از اندیشۀ ایرانشهری مورد اقبال گستردۀ بخشهای خاصی از جامعه قرار بگیرد، امّا بی تردید اندیشۀ فیرحی به دلیل پیوندی که با پروبلماتیک‌های معاصر دارد در تاریخ فکر سیاسی ما جایگاهی ویژه و ماندگار خواهد داشت.

ولی به عنوان سخن پایانی، بایستی این پرسش را به پیش نهاد که آیا این دو دستگاه فکری با یکدیگر تباین ذاتی دارند؟ به نحوی که الزاماً پذیرش یکی منوط به نفی دیگری باشد؟ به نظر می رسد که می توان این دو را – البته با چکش کاری‌های تئوریک قابل توجه – در کنار یکدیگر حفظ کرد؛ چرا که یکی از آنان از هستی و کیستی ما دفاع می کند (که سزاوار ستایش است) و دیگری می خواهد ابزارهایی برای تمشیّتِ بهتر امورات‌مان در اختیارمان قرار دهد (که در شرایط غیاب آلترناتیوهای قابل توجه – که رقیبِ مُدعی هم تاکنون در این عرصه کاری نکرده –  این نیز سزوار ستایش است). پس تا بدینجا دلیلی یقینی و موجه برای کارزاری خصمانه میان دو اردوگاه نیست!

*پژوهشگر و دکترای علوم سیاسی

ارائه جدیدترین پروتکل های درمانی کودکان مبتلا به سرطان در محک – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

علی قنبری مطلق، در گفتگو با خبرنگار مهر، با ارزیابی اقدامات موسسه خیریه محک در مرتفع ساختن دغدغه‌های کودکان مبتلا به سرطان اشاره کرد و افزود: محک به عنوان سازمان‌ مردم‌نهادی که مسیر توسعه و پیشرفت را پشت سر گذاشته، مرجعی معتبر برای دیگر سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه سرطان است تا با مراجعه به آن بتوانند بستر مناسب‌تری را برای درمان سرطان ایجاد کنند.

وی ادامه داد: این موسسه علاوه بر ایفای نقش به عنوان یک سازمان مردم‌نهاد، با تاسیس بیمارستان فوق‌تخصصی سرطان کودکان در سال ۱۳۸۶ به بسیاری از نیازهای کودکان مبتلا به سرطان و خانواده‌های آنها در زمینه دریافت خدمات درمانی و حمایتی پاسخ مثبت داد.

قنبری مطلق تاکید کرد: جامع بودن موسسه محک باعث شده امروز جدیدترین پروتکل‌های درمانی، تسکینی و خدمات پس از درمان با شیوه‌ای مناسب در اختیار کودکان مبتلا به سرطان قرار گیرد که این امر ضمن جلوگیری از پراکندگی در ارائه خدمات به بیماران مبتلا به سرطان میزان اثربخشی درمان این بیماری را در کودکان زیر ۱۶ سال افزایش داده است.

قنبری مطلق در ادامه به بیان فعالیت‌های شبکه ملی تشکل‌های مردمی و موسسات خیریه حوزه سرطان ایران اشاره کرد و گفت: هدف عمده وزارت بهداشت از تشکیل شبکه ملی سرطان کمک به هم‌افزایی سازمان‌های مردم‌نهاد در حوزه سرطان است. ایجاد ارتباط مؤثر میان سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه سرطان موجب می‌شود تا این سازمان‌ها با استفاده از ظرفیت یکدیگر در راستای توانمندسازی خود در زمینه درمان سرطان و ارائه خدمات حمایتی به بیماران و خانواده‌هایشان قدم بردارند. در نهایت این شبکه با بهره‌مندی از ظرفیت تمامی سازمان‌های مردم‌نهاد حوزه سرطان می‌تواند نقش مؤثری در تبیین و تدوین برنامه ملی مدیریت سرطان ایفا کند.

وی با اشاره به اقدام شبکه برای پیوستن به انجمن جهانی کنترل سرطان (UICC) که موسسه خیریه محک نیز از سال ۲۰۰۸ عضو آن است، اظهارداشت: پیوستن شبکه ملی سرطان به یک شبکه جهانی اقدام ارزشمند و مفیدی است چرا که این امر موجب معرفی مؤسسات مردم‌نهاد و خیریه‌های فعال حوزه سرطان در سطح بین‌المللی خواهد شد.

رئیس اداره پیشگیری از سرطان وزارت بهداشت، گفت: ساخت حداکثر ۱۵ مرکز درمانی تخصصی دارای بخش خون و آنکولوژی کودکان در دستور کار وزارت بهداشت قرار دارد. در همین راستا شبکه ملی سرطان نیز با استفاده از ظرفیت جامعه مدنی و دریافت کمک‌های انسان‌دوستانه نیکوکاران نقش به سزایی در مدیریت و درمان بیماری سرطان ایفا خواهد کرد.

آیت الله عیسی قاسم با آیت الله صافی گلپایگانی دیدار کرد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، آیت الله عیسی قاسم که در ادامه سفر خود به ایران وارد شهر قم شده است، روز شنبه ضمن زیارت حرم کریمه اهل بیت(س) با تعدادی از اساتید حوزه علمیه قم دیدار کرد.

رهبر شیعیان بحرین همچنین بر سر مزار تعدادی از مراجع تقلید و علمای حوزه که در حرم حضرت معصومه(س) دفن شده‌اند حضور یافت و فاتحه قرائت کرد.

آیت الله عیسی قاسم همچنین امروز با حضور در بیت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی با این مرجع تقلید دیدار و گفت‌وگو کرد.

تبلیغات شهری گرگان ساماندهی شود – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، محمدابراهیم جرجانی شامگاه شنبه در نطق پیش از دستور خود در صحن شورای اسلامی شهر گرگان اظهار کرد: در ورودی شرق گرگان از پل نصرآباد تا میدان معلم معضلات و مشکلات ایمنی و ترافیکی زیادی وجود دارد.

وی افزود: دوربرگردان روبروی جرجان پنجم ترافیک اسفباری دارد و باید در خصوص ترافیک این نقطه اقدام عاجلی اندیشیده شود.

جرجانی ادامه داد: وجود ترمینال و موقعیت خاص این منطقه سبب حجم زیاد خودروها شده و حتما باید قبل از عید واحد ترافیک شهرداری فکری به حال آن کند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: انعکاس خوب اخبار سبب زنده نگهداشتن امید در دل مردم می شود و شهرداری گرگان در این زمینه خوب عمل کرده است.

جرجانی بیان کرد: شهر گرگان از نظر نظافت یکی از تمیزترین شهرهای کشور بوده و از لحاظ سیما و منظر هم اقدامات خوبی در آن انجام شده است.

وی با اشاره به فرا رسیدن پایان سال و شب عید و حضور دستفروشان در معابر از شهرداری خواست تا در چند نقطه بازارچه تشکیل شده و آن ها ساماندهی شوند.

نائب رئیس شورای اسلامی شهر گرگان با بیان این که تبلیغات شهری را دو ساله به بخش خصوصی می دهیم، اضافه کرد: باید تبلیغات شهری، هم از قرارگرفتن جایگاه و همخوانی با محیط ساماندهی شود.

جرجانی تصریح کرد: پرداخت عیدی و پاداش نیروهای خدماتی و پرداخت حقوق پیمانکاران فضای سبز هم باید مورد توجه قرار گیرد.

وی در پایان گفت که برای تمیزی و نظافت و جمع آوری نخاله از سطح شهر باید سایر دستگاه ها هم به شهرداری کمک کنند.

اردوغان: از پیگیری قتل خاشقجی دست بر نمی داریم – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر، «رجب طیب  اردوغان» در مصاحبه با شبکه سی ان ان ترک گفت: ما هرگز از پیگیری موضوع ترور خاشقچی دست برنخواهیم داشت چرا که این جنایت در خاک ترکیه صورت گرفته است.

وی افزود: نمی توان بر جنایت قتل خاشقچی سرپوش گذاشت و اسناد و مدارکی که ما داریم این جنایت را اثبات می کند.

رئیس جمهور ترکیه این سوال را مطرح کرد که اگر ولیعهد سعودی نمی داند قاتل خاشقجی کیست، پس چه کسی می داند؟

وی همچنین در خصوص تحولات سوریه گفت: هرگونه منطقه امنی در مرزهای ترکیه با سوریه باید تحت کنترل ما باشد.

اردوغان گفت: دونالد ترامپ رئیس جمهوری ترکیه از من برای دیدار از واشنگتن دعوت کرد و من به او اعلام کردم که ابتدا در انتظار دیدار شما از آنکارا هستم.

گفتنی است «جمال خاشقچی» روزنامه نگار منتقد رژیم سعودی دوم اکتبر (دهم مهر) در محل کنسولگری عربستان در استانبول ترکیه به قتل رسید. ریاض ابتدا قتل وی را انکار کرد اما درنهایت اعتراف کرد که این روزنامه نگار به دست عوامل سعودی کشته شده است.

۹ نظامی انگلیسی در نجران عربستان کشته شدند – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر، انصارالله یمن شنبه شب اعلام کرد نظامیان کشته شده انگلیسی هدایت هجوم مزدوران عربستان به جبهه های مرزی یمن برعهده داشتند.

روزنامه دیلی اکسپرس هفته گذشته از زخمی شدن دو نظامی انگلیسی عضو گردان های ویژه SAS خبر داده بود.

این نیروها برای انجام یک ماموریت سری مشترک با آمریکا در تجاوز به یمن مشارکت دارند.

عربستان و امارات از ششم فروردین سال ۹۴ در قالب ائتلافی از چند کشور عربی و با کمک و چراغ سبز آمریکا، حملات گسترده ای را علیه یمن فقیرترین کشور عربی آغاز کردند تا به بهانه بازگرداندن رئیس جمهوری مستعفی این کشور به قدرت، به اهداف و زیادخواهی های سیاسی خود جامه عمل بپوشانند.

تجاوز عربستان و امارات به یمن تاکنون منجر به کشته شدن بیش از ۱۶ هزار یمنی بی گناه و ویرانی زیرساخت های این کشور شده است.

دستگیری تهدید کننده به بمب گذاری در فرودگاه مسکو – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رسانه های روس، نیروهای امنیتی روسیه فردی را که تهدید کرده بود در هواپیمایی در فرودگاه بین المللی «شرموتووا» واقع در شمال مسکو بمب گذاری می کند، دستگیر کردند.

این فرد در حال ترانزیت پروازی از تایلند به مقصد پاریس در فرودگاه شرموتووا بود که به دلیل تهدید به بمب گذاری در هواپیما دستگیر شد.

به گفته یک مقام سازمان موقعیت های اضطراری روسیه که نامی از وی در رسانه ها برده نشده، این فرد دیروز با پروازی از تایلند به مسکو آمده بود.

براساس اخبار رسانه های روسیه از جمله شبکه یک این کشور، مسافر بلژیکی پس از ورود به هواپیمای خود برای پرواز به سمت پاریس، مدعی شده که در هواپیما بمب کار گذاشته شده است.

کشاورزی ظرفیت‌ مطلوبی برای رونق اشتغال‌ در قم دارد – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرنگار مهر، مهرداد غضنفری غروب شنبه در مراسم تجلیل از مقام مهندسین و تبیین نقش علوم و دانش مهندسی کشاورزی که در سالن امام جواد(ع) استانداری قم برگزار شد، گفت: عامل انسانی مهم‌ترین سرمایه و پایه اصلی ثروت جامعه است و باید این سرمایه با اتکا بر اخلاق حرفه‌ای و دانش خود مدیریت خوبی داشته باشد زیرا بیشترین پیشرفت کشورهای توسعه بافته سرمایه انسانی است.

وی اظهار داشت: استان قم از استان‌های پایلوت در زمینه بهره‌روی از منابع محدود در کشور است و بخش کشاورزی ظرفیت‌های مطلوبی در ارتقای اقتصاد استان و رونق اشتغال‌زایی دارد.

معاون امور اقتصادی و توسعه منابع استاندار قم افزود: بخش کشاورزی امروز مسئول تأمین ۹۰ درصد از امنیت غذایی کشور است و ۹۰ درصد از عامل توسعه که همان منابع آبی است در اختیار این بخش قرار دارد.

وی بیان کرد: فلسفه ایجاد نظام مهندسی کشاورزی و منایع طبیعی ساماندهی بخش‌های مختلف کشاورزی و هدایت کارشناسان و مهندسان کشاورزی برای کارآفرینی و تولید اشتغال در این بخش است.

غضنفری بخش مهندسی کشاورزی را عامل پیشرفت دانست و گفت: هرگونه خللی در این بخش به تأمین امنیت غذایی لطمه خواهد زد.

وی اظهار داشت: کارشناسان و مهندسان این تشکل نقش اساسی در تأمین سلامت امنیت غذایی دارند و باید با تکیه بر دانش خود بیشترین بهره‌روی را با کم‌ترین هزینه در این بخش داشته باشند.

معاون امور اقتصادی و توسعه منابع استاندار قم اظهار داشت: باید با تکیه بر دانش و ایده این مهندسان در شرایط سخت اقتصادی که امروز کشور با آن روبرو است به خودکفایی رسید و حتی در بحث صادرات هم می‌توان حرفی برای گفتن داشته باشیم.

در ادامه این نشست نمایندگان تشکل‌های صنفی و بخش خصوصی در بخش‌های مختلف به بیان عملکرد خود پرداخته و مشکلات خود را برای استاندار بازگو کردند.

در پایان این مراسم با اهدای لوحی از سوی استاندار قم از مهندسان نمونه سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی در بخش‌های گلخانه‌ای، کشاورزی، دام و طیور و تغییر سیستم آبیاری تقدیر شد.

یک روز تا معرفی برگزیدگان نود و یکمین دوره جوایز اسکار – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم نود و یکمین دوره جوایز اسکار فردا آغاز و برندگان این دوره از جوایز اسکار در مراسمی که برای اولین بار طی ۳۰ سال اخیر بدون مجری برگزار می‌شود، معرفی می‌شوند.

اسامی نامزدهای ۲۴ بخش نود و یکمین دوره جوایز اسکار به شرح زیر است:

بهترین فیلم:

«پلنگ سیاه»

«کو کلاکس کلان سیاه‌پوست»

«راپسودی بوهمی» (حماسه کولی)

«سوگلی»

«کتاب سبز»

«رُما»

«ستاره‌ای متولد ‌شده»

«معاون»

بهترین کارگردانی:

اسپایک لی برای «کو کلاکس کلان سیاه‌پوست»

پاول پاولیکوفسکی برای «جنگ سرد»

یورگوس لانتیموس برای «سوگلی»

آلفونسو کوارون برای «رُما»

آدام مک‌کی برای «معاون»

بهترین بازیگر مرد

کریستین بیل برای «معاون»

بردلی کوپر برای «ستاره‌ای متولد ‌شده»

ویلم دافو برای «در دروازه ابدیت»

رامی مالک برای «حماسه کولی»

ویگو مورتنسن برای «کتاب سبز»

بهترین بازیگر زن

یالیتزا آپاریسیو برای «رُما»

گلن کلوز برای «همسر»

الیویا کلمن برای «سوگلی»

لیدی گاگا برای «ستاره‌ای متولد ‌شده»

ملیسا مک‌کارتی برای «هیچ‌وقت می‌توانی مرا ببخشی؟»

بهترین بازیگر مرد مکمل

ماهرشالا علی برای «کتاب سبز»

آدام درایور برای «کو کلاکس کلان سیاه‌پوست»

سام الیوت برای «ستاره‌ای متولد ‌شده»

ریچارد ای. گرانت برای «هیچ‌وقت می‌توانی مرا ببخشی؟»

 سام راکول برای «معاون»

بهترین بازیگر زن مکمل

ایمی آدامز برای «معاون»

مارینا دی تاویرا برای «رُما»

رجینا کینگ برای «اگر بیل استریت می توانست حرف بزند»

اما استون برای «سوگلی»

ریچل وایس برای «سوگلی»

بهترین فیلمنامه غیراقتباسی

«سوگلی»، دبرا دیویس، تونی مک‌نامارا

«فرست ریفورمد» (اولین اصلاح‌شده)، پل شریدر

«کتاب سبز»، پیتر فارلی، نیک واله‌لونگا، برایان هیز کری

«رُما»، آلفونسو کوارون

«معاون»، آدام مک‌کی

بهترین فیلمنامه اقتباسی

«ترانه باستر اسکراگز» نوشته جوئل و ایتن کوئن

«کو کلاکس کلان سیاه‌پوست» نوشته  چارلی واکتل، دیوید رابینوویتز، کوین ویلمات، اسپایک لی

«هیچ‌وقت می‌توانی مرا ببخشی؟» نوشته نیکول هولوفسنر، جف ویتی

«اگر بیل استریت می توانست حرف بزند» نوشته بری جنکینز

«ستاره‌ای متولد ‌شده» نوشته اریک راث، بردلی کوپر و ویل فترز

بهترین فیلم بلند انیمیشن

«شگفت‌انگیزان ۲» ساخته براد برد

«جزیره سگ‌ها» ساخته وس اندرسن

«میرای از آینده» ساخته مامورو هوسودا

«رالف اینترنت را خراب می‌کند» ساخته ریچ مور، فیل جانستن

«اسپایدرمن: در اسپایدر ورس» ساخته پیتر رمزی، رابرت پرسیکتی جونیر و رادنی راتمن

بهترین فیلمبرداری

«سوگلی»، رابی رایان

«هرگز رو برنگردان»، کالب دشانل

«رُما»، آلفونسو کوارون

«ستاره‌ای متولد ‌شده»، متی لیباتیک

«جنگ سرد»، لوکاش شال

بهترین طراحی لباس

«ترانه باستر اسکراگز»، مری زافرس

«پلنگ سیاه» ، روث ای. کارتر

«سوگلی»، سندی پوئل

«مری پاپینز بازمی‌گردد»، سندی پوئل

«ماری ملکه اسکاتلندی‌ها»، الکساندر برن

بهترین مستند بلند

« سولوی آزاد» ساخته الیزابت چای واسارهی، جیمی چین

«هیل کانتی امروز صبح، امروز غروب» ساخته رامل راس

«Minding the Gap» ساخته بینگ لئو

«پدرها و پسرها» ساخته طلال درکی

«آربی‌جی» ساخته بتسی وست، جولی کوهن

بهترین مستند کوتاه

«گوسفند سیاه» ساخته اد پرکینز

«بازی آخر» ساخته راب اپستاین، جفری فریدمن

«قایق نجات» ساخته اسکای فیتزجرالد

«شبی در باغ» ساخته مارشال کری

«تناوب، آخر جمله» ساخته رایکا زهتابچی

بهترین تدوین

«کو کلاکس کلان سیاه‌پوست»، بری الکساندر براون

«راپسودی بوهمی» جان آتمن

«سوگلی»، یورگوس لانتیموس

«کتاب سبز»، پاتریک جی. دان ویتو

«معاون»، هنک کوروین

بهترین فیلم خارجی‌زبان

«کفرناحوم» ساخته نادین لبکی (لبنان)

«جنگ سرد» ساخته پاول پاولیکوفسکی (لهستان)

«هرگز رو برنگردان» ساخته فلوریان هنکل فون دونرسمارک (آلمان)

«رُما» ساخته آلفونسو کوارون (مکزیک)

«دله دزدها» ساخته هیروکازو کورئیدا (ژاپن)

بهترین چهره‌پردازی و مو

«مرز»، گوران لوندستروم، پاملا گولدامر

«ماری ملکه اسکاتلندی‌ها»، جنی شیرکور

«معاون»، کیت بیسکو، پاتریشیا دی‌هنی، گرگ کانم، کریس گالاهر

بهترین موسیقی

«پلنگ سیاه» ، لودویگ گورانسون

«کو کلاکس کلان سیاه‌پوست»، ترنس بلانچارد

«اگر بیل استریت می توانست حرف بزند» ، نیکلاس بریتل

«جزیره سگ‌ها»، الکساندر دپلا

«مری پاپینز بازمی‌گردد»، مارک شیمن

بهترین ترانه

«همه آن ستاره‌ها» کندریک لامار، آنتونی تیفیث، سونویو، اس‌زدآ، آل شاکس، اجراشده توسط کندریک لامار و اس‌زدآ  از فیلم « پلنگ سیاه»

«من می‌جنگم» دایان وارن، اجراشده توسط جنیفر هادسن از فیلم «آربی‌جی»

«جایی که چیزهای گمشده می‌روند» مارک شیمن، اسکات ویتمن، اجراشده توسط امیلی بلانت از فیلم «مری پاپینز بازمی‌گردد»

«سطحی» لیدی گاگا، مارک رانسن، آنتونی رزاماندو، اندرو وایات، اجراشده توسط بردلی کوپر و لیدی گاگا  از فیلم «ستاره‌ای متولد ‌شده»

«وقتی یک کابوی مهمیزش را با بال‌ عوض می کند» دی راولینگز و جیلیان ولش، اجراشده توسط ویلی واتسن و تیم بلیک نلسن از فیلم «ترانه باستر اسکراگز»

بهترین طراحی صحنه

«پلنگ سیاه»، هانا بیکلر، جی هارت

«سوگلی»، فیونا کرامبی، آلیس فلتن

«اولین انسان»، ناتان کراولی، کتی لوکاس

«مری پاپینز بازمی‌گردد»، جان میره، گوردون سیم

«رُما»، یوخینیو کابایرو، باربارا انریکز

بهترین فیلم کوتاه انیمیشن

«رفتار حیوانی»، آلیسن اسنودن، دیوید فاین

«بائو»، دومی شی

«اواخر عصر»، لوییز بگنال

«قدم کوچک»، اندرو چسورث، بابی پونتیلاس

«تعطیلات آخر هفته»، تره‌ور خیمنز

بهترین فیلم کوتاه زنده

«بازداشت»، وینسنت لمبی

«فاو» ، ژرمی کومت

«مارگریت»، ماریان فارلی

«مادر»، رودریگو سوروگوین

«پوست»، گای ناتیو

بهترین تدوین صدا

«پلنگ سیاه»، بنجامین ای. برت، استیو بودکر

«راپسودی بوهمی» جان وارهرست، نینا هارستون

«اولین انسان»، آی-لینگ لی، میلدرد لاترو مورگان

«یک مکان آرام»، اریک آدال، ایتن فان در رین

«رُما»، سرخیو دیاز، اسکیپ لیوزی

بهترین صداگذاری

«پلنگ سیاه»، بنجامین ای. برت، استیو بودکر

«راپسودی بوهمی»، جان کاسالی، تیم کاواگین، نینا هارتستون، پل مسی، جان وارهرست

«اولین انسان»، مری اچ. آلیس، میلدرد لاترو مورگان، آی-لینگ لی، فرانک آ

«رُما»، سرخیو دیاز، اسکیپ لیوزی

«ستاره‌ای متولد ‌شده»، استیو مارو، آلن رابرت موری، جیسن رودر، تام اوزانیچ، دین زوپانچیچ

بهترین جلوه‌های تصویری

«انتقامجویان: جنگ بی‌نهایت»، دان دلیو، راسل ارل، کلی پورت، دان سیودیک

«کریستوفر رابین»، کریستوفر لارنس، مایکل ایمز، تئو جونز، کریس کوربولد

«اولین انسان»، پل لمبرت، جی. دی. اشوالم، ایان هانتر، تریستان مایلز

«بازیکن شماره یک آماده»، متیو ای. باتلر، گریدی کافر، راجر گایت، دیوید شرک

«سولو: داستانی از جنگ‌های ستاره‌ای»، راب برداو، پاتریک توباخ، نیل اسکانلان، دامینیک تویی

ونزوئلا روابط دیپلماتیک با کلمبیا را قطع می کند – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز ، «نیکلاس مادورو» رئیس جمهور ونزوئلا در سخنانی گفت: صبر ما به سر آمده و دیگر نمی توانیم تحمل کنیم که خاک کلمبیا برای حمله به ونزوئلا مورد استفاده قرار بگیرد. به همین دلیل، تمام روابط سیاسی و دیپلماتیک خود با دولت کلمبیا را قطع می کنیم.

رئیس جمهور ونزوئلا از سفیر و کارکنان کنسولی کلمبیا خواست ظرف ۲۴ ساعت ونزوئلا را ترک کنند.

این اقدام پس از آن صورت گرفت که تنش هایی در مرز کلمبیا و ونزوئلا رخ داد. غربی ها کمک هایی را راهی ونزوئلا کرده اند اما کاراکاس با آن مخالفت کرده است. مادورو به نیروهای مسلح دستور داده است که مانع از انتقال این کمک ها به داخل کشور شوند.

برخی فعالان و اعضای اپوزیسیون ونزوئلا قصد داشتند در مرز کلمبیا تجمع کرده و مخالفت خود را با اقدام ارتش برای ممانعت از ورود کمک های غذایی و دارویی به کشور اعلام کنند. قرار است این افراد از برزیل و کلمبیا راهی مرز شوند.